خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
621
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
شريعت مكتوب است . مثلا اگر دزدى ، اندك باشد ، در شريعت غيرمكتوب ، مؤاخذهء زيادى به خاطر آن صورت نمىگيرد ، اما در شريعت مكتوب دست دزد را قطع مىكنند . همچنين در شريعت غيرمكتوب كسى به خاطر جنايت كسى ديگر مؤاخذه نمىشود ، اما در شريعت مكتوب عاقله ( خويشاوندان پدرى ) بايد ديهء قتل خطايى را بپردازند . ممكن است ميان احكام شرايع مكتوب و غيرمكتوب ، تخالف به نحو عموم و خصوص باشد . مثلا در شريعت غيرمكتوب هر نكاحى جايز است ، اما در شريعت مكتوب احكام مفصّلى براى آن است : با چه كسى نكاح مىتوان نمود ؟ چه نكاحى جايز است ؟ و با چه كسى نبايد نكاح نمود ؟ و چه نكاحى جايز نيست ؟ برعكس ، در شريعت مكتوب ، حلم امرى پسنديده است ، اما در شريعت غيرمكتوب ، فقط در بعضى مواضع ، حلم حسن خواهد بود ، اما در بعضى مواضع قبيح است و گفته شده : بعضى از حلم ، از عجز است . ب - اقرار : اعتذارى كه همراه با اقرار مطلق باشد ، استغفار و طلب آمرزش است . استغفار عبارت است از التماس و خواهش حلم و بردبارى و تفضل . التماس حلم ، خواهش مجرم براى اسقاط عقوبت است . و التماس تفضل ، خواهش مجرم براى بخشش اموالى است كه او غارت نموده و برده است . راه التماس اين است كه مجرم دعوت به عفو كند و بگويد ، گرچه ، آنچه در ظاهر شرع ذكر شده عدل بوده و به منظور سياست است ، اما عفو و كرم اولى است ، و نيت را بايد در نظر گرفت نه عمل را و اكثر را نه نادر را . بايد التماس عفو ، به ذكر و بيان كلمات زيبا باشد ، نه آنكه به ذكر قبيح باشد . و اينكه مكافات بدى ، به نيكى بهتر است ، و نبايد از فعل بد پيروى كرد . همچنين بايد حقوق گذشته را يادآور نموده و وعده داد كه در آينده افعال جميلى از مجرم سر خواهد زد . بهطور كلّى مجرم بايد فعل خود را كوچك بشمرد ، و اين بر خلاف شاكى است كه بايد در بزرگ نمودن جنايت مجرم مبالغه ورزد . آنچه مقتضى بزرگ يا كوچك نمودن امر است ، ممكن است زيادى ضرر يا كمى آن بوده ، زيرا ستمى كه بر تمامى مردم وارد شود ، عظيمتر از ستم بر يك شخص است ، يا قتل عظيمتر از غارت است ، و نيز تجاوز و تعرض به حرمت عظيمتر از تعرض به مال